قوم بحج رفته،بحج رفته اند!!!...

4147269-md.jpg

نمیدونستن خوشحال هستند یا ناراحت.

این موقعها که میشه احساس عجیبی دارن.دیگه حوصله با هم حرف زدن رو ندارن.

یادمه مامان بزرگم میگفت هر وقت دیدی تو مجلسی که همه دارن باهم حرف میزنن و بلند بلند میخندند، ناگهان سکوت همه جا رو میگیره ، بدون که عزرائییل  وارد مجلس شده و   ارواح جمع هم بی اختیار همگی  ساکت میشن.

سکوت...

 

ز دریای آزادگی خورده قوت...فرو خفته فریادشان در سکوت

به یک لحظه ،هم شادی و  هم غمند....شگفتا ! که هم زخم و هم مرهمند

بگیرد از ایشان ،جهان ،جان نو........که در اوج کفرند، ز ایمان نو

نسیمی وزید و ...

نوبت وصل ولقاست نوبت حشر و لقاست... نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست

چاره روپوشها هست چنین جوشها...چشمه این نوشها در سر و چشم شماست

یکی یکی فرود میومدند.اما هنوز عشق بازیشون تموم نشده بود.منتظر عابری بودن که بیاد و از اونجا عبور کنه.

عابری که قرار بود از نيمه راهش برگرده...

واسه یه برگ زرد پاییزی هیچ لذتی بهتر ازگوش دادن به صدای خرد شدن استخون هاش وقتی که به زیر پای عابری میره،نیست.

این ترانه شاید پایان سماع پاییزیشون باشه.

هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست...ما بفلک می رویم عزم تماشا کراست

ما بفلک بوده ایم یار ملک بوده ایم...باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست

آمد موج الست کشتی قالب ببست... باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

هنوز عشق بازیشون تموم نشده بود. منتظر عابر صبح رو بشب می رسوندند.

اما...

اما یه روز صبح ....

از خروس سحری شنیدن که نباید منتظر  عابر باشن.چون دیگه عابری از اونجا رد نمیشه.

از چشمای خروس ناگوار ترین خبر ممکن رو شنیدن...

     قوم بحج رفته،بحج رفته اند!!!....

 

/ 3 نظر / 23 بازدید
باران

سلام... وبلاگ زیبایی داری...تنها ترین ستاره ی من آپ دیته با داستان راز دخترک و ستارگان...خوشحال می شم سر بزنی اينم آدرس سايت قديميمه... www.shabe-niloofary.persianblog.ir

نويد خالدي

سلام اگر عضو گروه "دوستان فیزیک" یاهو هستید اتفاقی نیست و برای تمام اعضای گروه که خودم یکی از آنها می باشم آدرسم را ارسال کرده بودم. در غیر این صورت اتفاقی است و تو حتما بگو که چه کسی فرستاده. من قبلا دانشجوی فیزیک دانشگاه ارومیه بودم. همدیگر رو میشناسیم؟ ممنونم.

باران-تنها ترين ستاره

سلام...ممنونم از حضورت ...وبلاگ خيلی زيبايي داری...خيلی هم قشنگ می نويسی...حتما بعدا دقيق تر مطالبت رو می خونم...فعلا قضيه ی عزرائيل رو به خاطر می سپارم...موفق باشی.