حافظا،روز اجل گر به کف آری جامی...يکسر از سوی خرابات برندت به بهشت

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.

از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
  دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»

.

.3993229-lg.jpg
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»

avaye azad

...حيف که همه خارجيها ميرن جهنم!!!.وگرنه می شد  به خاطر همين و فقط همين مرام ايندو شخصيت خيالی  يه جای کوچولو تو بهشت واسه شون دست و پا کرد... اما چون ما ها به طرز عجيبی می دونيم که  کی جهنميه و کی بهشتی پس  با يه حساب دو دو تا چهار تا می فهميم که اونا جهنمی اند...

من خيلی فکر کردم.!!

اگه نسبته عقل به ايمان رو مثل نسبت چشم و گوش بگيرم می بينم که چقدر ما ايرانيا يا کوريم يا به عينکهای نمره بالا نيازمنديم!!شديدا!!!!و خارجيها! يا کرند و يا نيازمند به سمعک!!!

نه؟

اينطور نيست؟

اما من که ميگم اينطور نيست!!

...بدون هيچ مبالغه ای،ما ايرانييا علاوه بر اينکه نسبت به هم به شدت حسوديمو ريا کار و البته دروغگو و از همه بدتر مصلحت انديش يکديگر در حوزه اعتقادی!، خوب بلديم که جمع ببنديم.بستن يه صفتی به نافه يه ملتی....

ديدی گفتم!نمونش خود من!همين الان گفتم: ما ايرانيا اليم و بليم و ...

بعضی وقتا فکر می کنم که واقعا پرفسور حسابی ها و هشترودی ها و امير کبير ها و شريعتی ها ....ايرانيند يا ما ؟

نه تو تخصص خودشون!کاری به اون ندارم! اخلاقشون ،فرهنگشون،ايرانی بودنشون و

عقلشون....و ايمانشون....

چرا اينقدر اين افرادتو  تاريخ ما کمند؟؟

جوابش معلومه !اينا تو ديگ نيفتادند!تو ديگه حليم ديگه!!!

3075462-md.jpg

تفسير:اگه عقل و ايمان رو يه حليمی خوشمزه در نظر بگيريم.يعنی اگه تصور کنيم که عقل و ايمان دو تا ماده غذايی مکملند که با هم تشکيل يه لحيم!!ببخشيد! حليم خوشمزه رو می دن اين افراد تونستند که اولا اين دو تا رو خوب با هم مخلوط کنن...ثانيا از هر کدوم چقدر و کی به ديگ اضافه کنن و تازه از حول حليم تو ديگی که ما ها توشيم نيافتادن...

....خيلی می شه از اينجور حرفا زد و بهشون عمل نکرد...حرف زدن و عمل نکردن...چيزيکه علاوه بر حسادت و ريا و دروغ و چاپلوسی و ...تو خون ما ايرانياست!!....

ای بابا ! باز جمع بستم...

...گاهی وقتا مثل خيام ميشمو به همه چی شک می کنم !

قومی متفکرند در مذهب و دين...قومی به گمان فتاده در راه يقين

می ترسم از آن که بانگ آيد روزی...کای بيخبران راه نه آنست و نه اين!

...به همه چی...

می گم به همه چی!!!

اما وقتی که خيام می شم  فورا حافظ ميشم:

حافظا ،روز اجل گر به کف آری جامی....يکسر از سوی خرابات برندت به بهشت

آهای امير حسين خان!

اينهمه رياضت می کشی!نماز صبح می خونی!روزه می گيری!

خمس و زکات می دی!!

انفاق می کنی!!

و الی ماشاالله....

لا اقل تو زندگيت دنبال اون جامی که حضرت حافظ می گه هم باشا!!

لااقل يه دونه!!

چون ممکنه همه رياضتت با يه تهمت به يه بنده خدايی پودر بشه ها!!

اما به همون خدا قسم اون جامی که جناب حافظ فرمودند هيچ وقت پيش خداشکستنی نيست...

 

اگه هم يه موقع اين جامی که يه عمر مواظبش بودی تا سالم پيش خدا ببريش،لب پر شد يا ترک برداشت،نگران نباش .به قول خواجه عبدالله انصاری:

دارم گنهان ز قطره باران بيش...از شرم گنه فکنده ام سر در پيش

آمد ندا که غم مخور ای بنده...تو در خور خود کنی و ما در خور خويش

يا پاکی...

/ 13 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ديوونه

سلام/ خیلی از وبلاگت خوشم اومد و همچنین طرز فکرت که به طرز فکر خودم خیلی نزدیکه.....پس با اجازۀ پادشاه فصلها ، من لینکت می کنم.

ادی

يه شعر هم از ادی گوش کن ممکنه به دردت بخوره.ادی رو بعدا ميشناسی. جاييکه آداب و رسوم و خودخواهي.جای هر حکم خداست ضجه و ناله دلم ميان اين غرش جهل.خدای من چه بی صداست.

ادی

خواستم بگم من ۲ تا وبلاگ سوا رو با هم نوشتم در نظر قبليم.

روزگارمن

سلام.. بله کاملا يادمه . من چند بار اومدم به وبلاگتون اما ديگه از شما خبری نشد / حالا شما منو ميشناسی؟ من همونی هستم که قبلا توی وبلاگ (قصه شاه پرون) (باران۵۹) مينوشتم .. اومده بودی نظر داده بودی اما الان ديگه توی سايت روزگار من مينويسم اونجا توی وبلاگ هم نوشته بودم .. خوشحالم که هنوز منو يادته

دريا

سلام دوست عزيز قلم جالبی داری .هم تنظر و هم تعليم. به من هم سر بزن . از يه مدعی انرژی درمانی نوشتم که با سو استقاده از نام خدا خيلی ها را به بازی گرفته.

روزگار من

سلام .. راستش من فکر ميکردم شما نيستی وگرنه من وبلاگک شما رو فراموش نکردم .. چون اسمشو خيلی دوست دارم چون اسمه يکی از ايدی هام هم بود //// پادشاه فصل ها .. پاييز

tttttt

فکر واقعا مشکل چیه، این چنین رفتارهایی چیه؟ این که نمی دونیم ایمان چیه؟ چرا در مقابل یه چنین چیزهایی این قدر رمانتیک موضع می گیریم . مشکل از یه جای دیگه آب می خوره. یچیدگی درون انسان و جامعه انسانی به سادگی ها نیست، سالها میشه در موردش حرف زد.

روزگارمن

سلام.. گاهی وقتها .. بعضی از ما .. به کمک خدا ایمان نداریم..... من آبدیت کردم در مورد همین موضوع ... خوشحال میشم بیایی ...

حمید

سلام خوبه یک سوزن به خودمون یک جوالدوز به دیگران اما این سوزن دیگه واقعآ خیلی بزرگتر از جوالدوزه داستان خیالی شما هر جایی میتونه مصداق داشته باشه حالا شهرت همه که دکتر شریعتی وامیرکبیر و...نمیشه ذات نماز شب وعبات و...بد نیست بلکه برخی برای رسیدن به اهدافشان هر جایی هر کاری می کنند .دوست عزیز غلط های املایی را ویرایش کنید سپاس گزار شما حمید