گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگير....مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد......

نزديکايه صبح بود...اگه آدم خواب آلود نباشه بهترين موقع واسه فکر کردنه... به خودم گفتم که بهتره برم تو باغ خونمون قدم بزنم...همين کارو کردم...

احساس ميکردم يه صدای خيلی آشنايی منو تعقيب می کنه..!

فکر کردم يکی از آلاچيق منو می پپاد.آخه خونمون خيلی بزرگه .اون ورش ناپيداست!

بی خياله صدا شدمو رفتم کنار حوض.کنار حوض نشسته بودم که باز احساس کردم يه صدايی مواظب منه!!!

بازم توجه نکردم..

يه احساسی بهم ميگفت اين صدارو قبلانم شنيدم.هر وقت که  سحر بيدار ميشدم .....شايد.شايدم نه...

بازم توجهی نکردم. گفتم حتما از اثرات کم خوابيه...

 ...فکرايه عجيب غريب ديگه بسه...بريم سر اصل مطلب...کجا بوديم؟؟؟(کسی اونجا نبود،حرفايی بود که با خودم ميزدم)

من:اونجايی بوديم که....

خودم:کجا؟

من:اونجا ديگه!!!!

خودم:اسمتو گذاشتی.....؟جرات نداری بگی کجا بوديم؟

من:خودت که می دونی .حتما بايد اسمشو ببرم؟اصلا مگه اسم داره؟

خودم:راست ميگی اسم نداره که!!!به جايی بين مسجد و ميخانه چی می گن؟

مطمئنم که نميدونی.اصل بر ندانستنه؟ يا بر عجز ادبيات از وصف اين مکان؟

... منصور حلاج ،بايزيد،جنيد،،عطار،مولوی،سعدی و حافظ همه در اين مکانند...

در اين کوی نماز دو رکعت است و وضوی آن درست نيايد الا به خون....

ره ميخانه و مسجد کدامست ....که هردو بر من مسکين حرام است

نه در مسجد گذارندم که رند است....نه در ميخانه کاين خمار خواب است

ورای مسجد و ميخانه راهيست..بجوييد ای عزيزان کاين کدامست

برو عطار کاو خود ميشناسد.....که سرور کيست سرگردان کدامست....

خودم:خب عاليه...همينجا خوبه.چند متره؟

من:چی؟چند متره؟

خودم :همين کوی رندان!!

من:مطمئنی امير حسين؟

خودم:آره.مگه جايه بهتری هم سراغ داری؟

من: پس من ميرم چند تا کيسه ايدئولوژی و تفکر و جهان بينی ميارم .از کتابا هم به عنوانه آجر استفاده می کنيم ..چطوره؟

خودم:عاليه...اما شايد کسی خونه ديدنيمون نيادا!!!

بهتر.تنهايی رو دوست ندارم اما مصاحبت با حسودان ،کوته فکران،کج فهمها،زاهد شحنه شناس،محتسب سالوس باز،. که  کم هم نيستند چه سود....

ببين،منصور و حافظ و عطارو مولانا و بايزيد و.....چه تنهاييه شلوغی داريم!!!

من:پس تکليف روابط اجتماييه سالم چی ميشه؟آخه انسان موجوديست اجتمايی....

هردومون زديم زيره خنده...اجتمايی!!!

خودم:اين اجتماع رو خودت تعيين کن .عاری از حسادت تهمت تزوير و سلاحهای هسته ای!!!!!!

بازم زديم زيره خنده....

هوا کم کم داشت سرد تر می شد.بازم اون صدا به گوش ميرسيد.همون صدا که اولم گفتم.خيلی صدا نزديکتر شده بود...خيلی دقت کردم که بفهمم اين صدايه خيلی آشنا از کجاست ....

مثل بقيه اسرار زندگيم رمز اين صدايه قشنگ نيز بر من آشکار شد....

صبحدم از عرش می آمد خروشی ،عقل گفت

قدسيان گويی که شعر حافظ از بر می کنند...

خدا رو شکر....

GetUserPic.asp?uid=ACA832C339564ACC80E85EA47A640292&alid=130358&pid=4161057&size=3

راستی...ما نه باغ داريم و نه حوض و نه آلاچيق و......اين حرفا چی بود من زدم؟؟؟

....اما بازم خدارو شکر....چرا؟

چون اون افرادی رو که اسمشونو بردم رو لااقل!!!! دارم!!!!!

 چه خوب

/ 6 نظر / 18 بازدید
@id@

سلام . مرسی که اومدی . رفيق خبرت کرد نه؟ داشتيم راجع به تو نظرت تو وب من صحبت می کرديم . گفتم من کامنت گذاشتم هر چند اون ۲ ماه ديگه ميبينه . رفيق هم گفت sms میده زودتر ببینی... عارفی که میگی رو یک ساله پیدا کردمش. اما تا ازش چم و خم راهو یاد بگیرم صد تا از این یک سالها کمه ... بله ... طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ... ما خضرمونو پیدا کردیم . خدا رو شکر عالم و عارفه . سهراب هم آره راهو پیدا کرد ... و برای همینم از زمین خودشو کند . وقتی استاد داری مثل اینه که چراغ دستت باشه وگرنه ظلمت مطلقه . ظلمت غرور ، بخصوص از همش خطرناک تره . چون اولش می خوان ببینن چقدر ظرفیت نگه داشتن داری؟ اینه که یه چیزی میندازن جلوی پات ... اگه غرور گرفتت مال راه نیستی . میشناسم کسانی رو که به استاد خودشون غره شدن و اونو برای ادامه راه کم دونستن . اگه دوست داشتی راجع بهش بیشتر صحبت می کنیم . راستی برای فوق می خونی نه؟ برای من و رفیق هم دعا کن ... حق تا بعد ...

@id@

سلام . ممنون رفيق ِ رفیق ما . من با خودم خیلی وقته رفت و آمد دارم . فقط گاهی جلوی هم کم میاریم ... روز هجران و شب فرقت یار آخر شد ... زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد ... آنهمه ناز و تنعم که خزان میفرمود ... عاقبت در قدم باد سبا آخر شد ... دعا یادت نره... موفق حق تا بعد ...

@id@

راستی ادامه شعری که دفعه قبل نوشتم این بود ... طی این مرحله بی همرهی خضر نکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی...(یادم رفته بود ...) موفق حق تا بعد ...

حمید

همه چيز را نوشتند در كتابي آشكار . چه كسي مي نويسد كه من چگونه باشم براي من شدن .

حاج محمد برزگر

سلام خوبی؟ فقط خواستم بگم حاجی مريدتم . فقط همين